24443768032363762350 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

تلخ ترین خرید دنیا،خرید عصا برای پدرم بود...


12083326001796488838 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

چه سنگدل است سیری که گرسنه ای را نصیحت می کند  تا درد

گرسنگی را تحمل نماید. ...   -  جبران خلیل جبران


 

 

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛

روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید :

 - غمگینی؟50694759365682322850 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

 - نه .

 - مطمئنی ؟

 - نه .

 - چرا گریه می کنی ؟

 - دوستام منو دوست ندارن .

 - چرا ؟

 - چون قشنگ نیستم .

 - قبلا اینو به تو گفتن ؟

 - نه .

 - ولی تو قشنگ ترین

 دختری هستی که من تا

 حالا دیدم .

 - راست می گی ؟

 - از ته قلبم آره

 دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.

 چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛

عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!...

 

29841651953418070888 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

 


 

شــک نـدارم هـمـین روزها …هیـچ گـرسـنه ای باقی نمــــی ماند …

هـــمه سیــــر مـی شـوند, از زنــدگی ...

 

31029623406275255740 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

 


پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد. دست برد و
از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد. در حین
انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر
را زیاد می‌کند، منصرف شد و رفت...
13813023900642930173 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس


 

بابا نان ندارد

چشمان درشت تخته سیاه بدون پلک زدن ،من وهمشاگردی هایم رازیرنظرداشت.

معلم قصه گو،برقانون سیاه تخته نوشت:

بابانان داد،بابا نان دارد،ان مردامد،ان مردزیرباران امد.

کسی ازپشت نیمکت خاطرات نسل سوخته براشفت وگفت:

اقااجازه!چرادروغ می گویید؟

…معلم اواری از یخ بر وجودش قندیل شد و با کمی مکث،گفت:دروغ چرا؟

همکلاسی گفت :پدرم نان نداد،پدرم نان ندارد،پدرم رفت ،هرگزنیامد.

پدرم زیرباران رفت ودیگرنیامد.

سکوتی خشن برشهرک سردکلاس فائق شد.

معلم، تن لخت تخته را ازدروغ پاک کردوبازغالی که درجیبش داشت نوشت:

بابانان نداد،بابانیامد،بابازیرباران رفت وهرگزنیامد!...

d3d5bcad324d اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس
 

 
 
33daef61ea87 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس
 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور

کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای

لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم

دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو

سیاه و پاره نکن ؟ ها؟فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی

بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم …مادم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن … اونوقت

میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …اونوقت میشه

 برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت …

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم

رو پاک نکنم و توش بنویسم …

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد ...

 


4b5bde6de888 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

کودکی به پدرش گفت: «پدر، دیروز سر چهارراه حاجی فیروز را دیدم

بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی

پدر ، من خیلی از او خوشم آمد ، نه به خاطر

اینکه ادا در می آورد و می رقصید ، به خاطر اینکه چشم هایش خیلی

شبیه تو بود ... »

از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چهارراه می دیدند …


 

 

 

دلتنگم،

مثل مادر بی سوادی

که دلش هوای بچه اش را کرده

ولی بلد نیست شماره اش را بگیره...

87524833eaf9 اگه تو هم دلت گرفته بیا(از دستش ندید!)+عکس

از همه چیز مهم تر نظر شما دوستان است تا من تشویق بشم و مطالب و عکس بهتر بزارم.